تبليغاتX
خاطرات سوخته و خاکستری از دلتنگی هام!


xXZ

                       Welcome   to      Roxana   

 

 


             صفحه نخست
             ايميل به مدير
             آرشيو وبلاگ
             وضعيت مدير در ياهو



 

نويسنده :


 

موضوعات :


 

آرشيو وبلاگ :



 جدايي


حالمان که بد نيست غم که ميخوريم کم که نه هر روز کم کم ميخوريم...
آب ميخواهم سرابم ميدهند...
عشق مي ورزم عذابم ميدهند...
خود نميدانم کجا رفتم به خواب از چه بيدارم نکردي آفتاب؟...
خنجري بر قلب بيمارم زدند بي گناهي بودم و دارم زدند


شبيه شمع كه خيلي نجيب ميسوزد دلم براي تو گاهي عجيب ميسوزد دلم براي دل ساده ام كه خواهد خورد دوباره مثل هميشه فريب ميسوزد نشسته اي به اميد كه؟ گـُر بگير اي عشق هميشه آتش تو بي لهيب ميسوزد تو اشتباه نكردي گناه آدم بود اگر هنوز بشر پاي سيب ميسوزد من آشناي تو بودم ولي ندانستم غريبه ها دلشان هم غريب ميسوزد براي من فقط اين دل ز عشق جا مانده است كه با نگاه شما عن قريب ميسوزد


دوست داشتم اما از من دل بريدي رفتي كه رفتي و شب گريه هامو نديدي
پيش خودم گفتم ميموني با من هميشه نگو دوسم نداشتي چه جوري آخه باورم شه

هر دم تكيه كردم ازغم به تو، من شاد ميشدم با تنها لبخند تو
از من به تو نصيحت كه ،برو بزار از عشقت جدايي نصيبم شه
فكر نكن هنوزم ميخام انقدر تو رم ، تنها موضوع شعرامي برا بهتر شدن
آدماي عين تو هستن انقدر دورم ،كه فراموش كنم در عرض يك شب تورم

ما جدا شديم از هم به ميل خود تو، منم آدم بدي شدم عين خود تو
نميخام ببينمت كه بميري براي من ،ميخام دنياي سياهتو ببيني بعد من
ديدي عكساتم نزدم آتيش من ،همه رو انداختم جلوت با نيشخند
آدمي عين تورو ميدم بازيش من، ميگي نفرت داري ازم ما بيشتر

فكر نكن غصت رو باز ميخورم من، اسمتم از ذهنم پاك ميكنم من
تا فكر نكني كه توي قلب مني تو، آرزو دارم ببينم من در به دريتو
تو شرايط سختم كردي منو رها تو ،فراموش كردي خاطرات منو شبا تو
آره صد در صد ازت نفرت دارم خاطرت جمع رفته اين عشق از يادم

ميدونم مغرور و سردي چيزي از عشق بو نبردي با دلم بودي و اما همه چي سرم اوردي
ديگه هيچ فرقي نداره كه تو باشي يا نباشي فكر نكن شوخيه اين بار زود ميخام ازم جدا شي



خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم!!!



+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 18:26  توسط سعيد

 روزهای دلتنگیم

سلام ميکنم به همه شما و به خصوص عزيزاني که بي قراري ها و دلتنگي هاي منو درک ميکنند و هم حسي ميکنند...

سلام به تمام عاشقاني که آن خاطرات سرخ در جعبه قلب ارغواني رنگ آنها باقيست
سلام به تمام عاشقاني که پاييز در ذهن آنها بهاريست تازه
سلام به تمام عاشقاني که رنگ پاييز را زرد نميدانند بلکه رنگ آنرا سبز ميدانند
سلام به تمام عاشقاني که هنوز بدون معشوق خود عاشقند و عاشق ميمانند
سلام به تمام عاشقاني که نيستند اما عشق آنها هنوز هست
سلام به تمام کساني که عاشق نيستند ولي معشوق آنها هست
سلام به تمام کساني که نه معشوق آنها هست و نه خود آنها
سلام به عشق
سلام به عشق
سلام به عشق
سلام به عشق که باقيست....






بازم مينويسم با تمام بي قراري ها و دلتنگي هام ...

تمام خاطرات زندگيم را دوست دارم چون عصاره همه آنها جداييست
تمام خاطرات شيرين زندگيم رو دوست دارم چون عصاره همه آنها تلخيست
تمام نوشته هاي دفتر خاطراتم را دوست دارم چون همه آنها با طعم جدايي انگاشته شدند
اي کاش پاک کني در لاي دفتر خاطراتم بود تا بتونم پاک کنم و از نو بنويبسم
اي کاش ميشد خاطرات را از نو نوشت
اي کاش ميشد برگشت و از نو نوشت
اي کاش ميشد بر گشت و از نو ساخت
اي کاش ميشد عشق خود را از نو شناخت
اي کاش ميشد باز هم به او برگشت و نگاه کرد
اي کاش ميشد عشق را از روز اول جوري شناخت که هيچ گاه از آن جدا نشد
اي کاش ميشد از نو نوشت واز نو ماند
اي کاش...






پاييز با اينکه زرد است اما در دل آن رنگين کمان هايي از وجود عاشقان است که همه رنگها در آن خلاصه شده است
آري همه رنگ ها در زرد و طلايي مو هاي عاشقان عشق پاييز خلاصه شده است


روزگاریست در این کوچه گرفتار توام
باخبر باش که در حسرت دیدار توام
گفته بودی که طبیب دل هر بیماری
پس طبیب دل من باش که بیمار توام



قلبمو تقدیم کردم نفهمید بی ریا ترینم واسش اشک ریختم نفهمید پر احساس ترینم واسش از خوشبختی گفتم نفهمید ساده ترینم!!




تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است...




اون کسی که ميگفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد.
رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه ميرفت. صداي خش خش برگ ها همان آوازي بود که من گمان ميکردم مي گويد:
دوستت دارم...

دقایقی تو زندگی هستند که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که میخوای اونو از رویات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی بغلش کنی.






رفتی سفر تنها شدم همبستر غمها شدم از درد تو ای بی وفا قطره بودم دریا شدم...
ولی دوستت دارم..!
ولی دوستت دارم...



+ نوشته شده در  جمعه 2 آذر1386ساعت 1:51  توسط سعيد

 دنیا

دنيا را بد ساخته اند ، کسي را که دوست داري، تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني همين


عصری است غریب و آسمان دلگیر است
افسوس برای دل سپردن دیر است
هربار بهانه ای گرفتیم و گذشت
عیب از من و توست عشق بی تقصیر است



من آهنگ غریب روزگارم
غمی در انتهای سینه دارم
تمام هستی ام یک قلب پاک است
که آنرا زیر پایت می گذارم
شبی غمگین شبی باران و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستیم بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد



+ نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 0:50  توسط سعيد

 




 

درباره وبلاگ :






 

جستجوگر :



در كل اينترنت
در اين سايت


 


  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :

گالري قالب وبلاگ
نرم افزار و بازي موبايل
انجمن آموزشي و تفريحي
فقط واسه تو ساختمش
بهار غمگین(پریسان)
ترانه تنها(وارینا)
بهار پاییزی
عاشق
هدف
فصل باروني
سلطان قلب ها
اسكادران عشق
عشق

زندگي
جدايي
طعم تلخ نفرت
Happy valentain day
باز هم عشق
شب برفی
یاد یار
روزهای دلتنگیم
خواننده دلتنگي هام
اشک
درد
ای خدا ...
'گریه کن
حرف دل
به یاد خواهی آورد
کاش میشد
درد دوری
گل نازم
دنیا
خداحافظ

سرگذشت عاشقان

آرشيو پيوند هاي روزانه


Template Design By : GHALEBKADEH