|
|
حرف دل
|
|
ميخام حرفاي دلمو بزنم تا شايد بتونم احساسمو تو اين قفس دلم آروم کنم اول و آخرش ميرسيم به عشق, عشق ... تکه کلام همه شده ولي بي معني تا يکي رو ميبيني ميگه"دوستت دارم" ميگه "عاشقتم" ولي دروغه. بيچاره , بيچاره کسي که واقعا عاشقه تا لفظ عشقو مياره ساده از کنارش رد ميشن ... آخه چرا... چرا دنيا دروغ شده همه به هم دروغ ميگن ... آما بيچاره عاشق که به پاي عشقش ميسوزه ولي کسي باورش نميکنه چه سخته اگه بهش نرسي چه سخته ...چه سخته اگه تنهات بزاره ...چه سخته بعد يه عمر بگه دوستت نداره..چه سخته... اگه انسانها ميدونستن فرصت باهم بودنشون چقدر محدوده محبتشون نسبت به هم نامحدود ميشد. خدايا تو اين پيچيدگي دنيا تواين همهمه هاي زندگي چي ميتونم بگم فقط خدايا ...خدايا...همينو ميگم دلم آروم ميشه: «خدايا چنان کن سرانجام کار که تو خوشنود باشي و ما رستگار» سلام خوش اومدي دوست عزيز همون طوري که گفتم من اين وبلاگو به خاطر دل خودم زدم و هيچ اصراري بر نظر دادن ديگران ندارم ولي براي هم احساس شدن شما با من ميتونيد شما هم حرفهاي دلتونو بزنيد, پس ممنون ميشم اگه نظر بديد و باهم ايجاد هم حسي و هم دلي کنيم...
|
|
+ نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 15:53  توسط سعيد
|
|
|