|
|
ای خدا ...
|
|
کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت
برامون گريه نمي کنن!! اینو به خودم میگم گوش کن ای دل ساده
زندگيم را تمام كردم. حالا نفس كشيدن منت سرم مي گذارد ! حس مي كنم ... هواي اينجا سرد و سنگين است نازنينم ! ديگر نگو
خداحافظ ! اگر مي روي بدون وداع برو ... گله اي نيست
کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد ، کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد ، کاش مي شد با دو چشم عاطفه
قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد ...
من يه قلبم که هنوزم مي زنه براي عشقت زندگيشو جا گذاشته توي ماجراي عشقت
قلبم ميزنه براي عشقت
تو يه اسمي که هميشه مي مونه تو خاطراتم تو گذاشتي و پريدي من هنوز تو ماجراتم
من هنوز تو ماجراتم
من .........
من يه دلداده خسته تو کتاباي نبسته
تويي عکس يه عروسک که تو آيينه نشسته
کاش دلش نياد زمونه براي ما کم بذاره
کاشکي دنيا ما دو تا رو سر راه هم بذاره... کاش ... ای کاش بفهمی چی میگم...
|
|
+ نوشته شده در یکشنبه 20 آبان1386ساعت 2:30  توسط سعيد
|
|
|